تو خوبی
و این تمام اعتراف هاست
من راست گفته ام و گریسته ام
و اینبار راست میگویم تا بخندم
زیرا آخرین اشک من نخستین لبخندم بود.
تو خوبی و من بد نبودم.
تو را شناختم تو را یافتم تو را در یافتم و حرفهایم همه شعر شد
سبک شد.
به تو گفتم:(( گنجشک کوچک من باش
تا در بهار تو من درختی پر شکوفه شوم))،
و برف آب شد شکوفه رقصید آفتاب در آمد.
من به خوبی ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبی ها نگاه کردم
چرا که تو خوبی و این تمام اقرارهاست،
بزرگترین اقرارهاست.
من به اقرارهایم نگاه کردم
سال بد رفت و من زنده شدم
تو لبخند زدی و من برخاستم
دلم میخواهد خوب باشم
دلم میخواهد تو باشم و برای همین راست میگویم
نگاه کن:
با من بمان!
"احمد شاملو"![]()
![]()
![]()
...
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 0:57 AM توسط : pania

